روباه و کلاغ (تولکو و قارغا)
گاهی مواقع ممکن است با شنیدن یک کلمه و یا یک جمله کوتاه، ذهنمان مکث کوتاهی کند و بی درنگ به گذشته های دور برود.یاد خاطره ای تلخ یا شیرین بیفتد. یا زمانی پیش آمده که با دیدن یک صحنه یا یک رویداد کوچک این تداعی ذهن به وجود می آید که فکر کنیم این صحنه را قبلاً دیده ایم یا برایمان اتفاق افتاده است.
بعضی از خاطرات به قدری شیرین و دل چسب هستند که هیچ گاه رنگ کهنگی و فراموشی به خود نمی گیرند و هرگاه یاد آن ها می افتیم انگار همین چند لحظه پیش اتفاق افتاده اند.شعر کلاغ و روباه را که در یکی از کتاب های دوره ی دبستان داشتیم یادتان هست؟(البته کسانی که پا به سن گذاشته ند،چون فکر نکنم الآن این شعر در هیچ یک کتاب های دوره ی دبستان ، راهنمایی و حتی دبیرستان باشد)داستان کلاغی بود که یک قالب پنیر پیدا می کند.آن را به منقار گرفته، روی شاخه ی درختی می نشیند.روباهی او را دیده و می خواهد به هر ترفندی پنیر را از کلاغ بگیرد.شروع می کند به تعریف و تمجید از کلاغ.سرانجام از او می خواهد تا با صدای خوش و دلنوازش آوازی بخواند.کلاغ که از تعریف و تمجید روباه خوشش آمده، دهان باز می کند تا آوازی بخواند.پنیر از دهانش می افتد و روباه با خوردن آن پنیر دلی از عزا در می آورد.
چندی پیش کتابی به دستم رسید با نام "هوپ هوپ نامه"از شاعری آذربایجانی به نام "میرزا علی اکبر صابر". این کتاب با الفبای کریلیک (الفبای روسی (نوشته شده بود(با الفبای روسی آشنا هستم). در حال ورق زدن و مطالعه ی چشمی کتاب بودم که چشمم به عنوان شعری افتاد: "قارغا و تولکو " . همان روباه و کلاغ خودمان.با خواندن این شعر ترکی و ترجمه ی آن با الفبای فارسی بر آن شدم تا متن اصلی شعر روباه و کلاغ دوره ی دبستان را پیدا کرده، هردو را کنار هم داشته باشم. وقتی در سایت های اینترنتی دنبال شعر مورد نظر بودم ، شعری نیز در همین مضمون از ایرج میرزا به دست آوردم که آن هم برایم جالب بود.
در ادامه هر سه شعر را یک جا آورده ام تا شاید هم تداعی خاطره ای باشد برای کسانی که این شعر را در دوره ی دبستان خود خوانده اند و هم این که شاید کسانی مثل من دنبال این شعر بوده اند و با خواندن این سه شعر نیازشان در این خصوص برطرف گردد:
شعر روباه و کلاغ دوره ی دبستان:
زاغکی قالب پنیری دید
به دهان بر گرفت و زود پرید
بر درختي نشست در راهي
که از آن مي گذشت روباهي
روبه پر فريب و حيلت ساز
رفت پاي درخت و کرد آواز
گفت: به به، چقدر زيبايي
چه سري، چه دمي، عجب پايي
پر و بالت سياه رنگ و قشنگ
نيست بالاتر از سياهي رنگ
گر خوش آواز بودي و خوشخوان
نبدي بهتر از تو در مرغان
زاغ مي خواست قار قار کند
تا که آوازش آشکار کند
طعمه افتاد چون دهان بگشود
روبهک جست و طعمه را بربود.

شعر ترکی قارغا و تولکو ( کلاغ و روباه: از میرزا علی اکبر صابر(
پئندیر آغزیندا بیر قارا قارغا اوچاراق قوندو بیر بوداغا
تولکو گورجک یاواش یاواش گلدی ائندیریب باش ، ادب له چومبلدی
بیر زامان حسرت ایله قارغا ساری آلتدان آلتدان ماریتدی باش یوخاری
دئدی: "احسن سنه آ قارغا آغا نه نزاکت له قونموسان بوداغا
بَزَه دین سن بو گون بیزیم چمنی شاد قیلدون بو گلمه یین له منی
نه گوزه ل سن!نه خوش لقا سن سن! یئری وار سویله یم هما سن سن!
توکلریندور ایپک کیمی پارلاق بدنظردهن ووجودون اولسون ایراق
بو یقیندور کی وار سویمه لی سسین اُخو وئرسین منه صفا نفَسین"
بؤیله سؤزده ن فرح لنیب قارغا آغزینی آچدی تا کی ائتسین-"غا"
"غا" ائده ر کن هنوز بیرجه کَرَه پئندیری دیمدی یینده ن ائندی یئره
تولکو فوراً هوادا قاپدی یئدی قارغایا طعنه ایله بؤیله دئدی:
"اولماسایدی جهان دا سارساغلار آج قالاردی یقین کی یالتاقلار"
شعر روباه و کلاغ ایرج میرزا:
کلاغــــی به شاخــی شده جای گـــیر به منـــــــــــقار بگرفته قــدری پنیر
یکـــی روبـــهی بــوی طــــعمـه شنــید به پیــــش آمـــــــد و مدح او برگزید
بگـــفتا ســـــــــلام ای کلاغ قــــــشنگ که آیی مرا در نظر شـــــوخ وشنگ
اگــــر راســـــــتی بـــــــــــود آوای ِتـــو به مانـــــند پـــــــــرهای زیبای تــو
در این جـــنگل انــدر ســـــــــــمندر بُدی براین مــــرغ ها جـمله سرور بُدی
ز تـــعریفِ روباه شـــــــد زاغ ،شــــــــاد ز شــــــــــادی نیاورد خود را به یاد
به آواز کـــــــردن دهــــــــان برگشــــود شــــــــکارش بیـــفتاد و روبه ربود
بگفـتا که ای زاغ ایـــن را بـــــــــــــــدان که هر کس بُود چرب و شیرین زبان
خـــورد نعمت از دولــتِ آن کــــــــــسی که گـــفتِ او گـــــــوشَ دارد بسی
چنان چـــــــون به چــــــربی نطق و بیان گــــــرفتم پنیر ِ تــــــــورا از دهان
میرزا علی اکبر صابر: شاعر اجتماعی و انقلابی جمهوری آذربایجان.همزمان با دوره ی مشروطیت.معروفترین اثر: هوپ هوپ نامه
ایرج میرزا: ملقب به جلال الملک و فخر الشعرا.شاعر اواخردوره ی قاجار و اوایل دوره ی پهلوی.معروفترین اثر: مثنوی عارف نامه

نوشته : مناف فتح اللهی
ائلیم،طایفام،یئریم،یوردوم،شیرین دوغما دیاریم سان،آذربایجان